آرشیو تگها: "adverb of time"

قید چیست؟

قید به هر عنصر در جمله گفته می‌شود که برای تعدیل و توصیف فعل، صفت، دیگر قیدها یا حتی یک بند کامل جمله استفاده می‌شود.

قیدها می‌توانند تک کلمه باشند، مانند:

“You write beautifully.”

“He slowly walked towards the bus.”

 “He owns the bright red car.”

قیدها همچنین می‌توانند بصورت یک عبارت باشند ( که عبارت قیدی “adverbial phrases” نامیده می‌شوند) یا یک بند کامل (جمله وار یا بند قیدی “adverbial clauses” نامیده می‌شوند) مثلاً:

 “She ran very quickly so as not to be late.”

عبارت قیدی very quickly، فعل ran را توصیف می‌کند.

“The cat lives in the shed.”

عبارت حرف اضافه قیدی in the shed، فعل lives را توصیف می‌کند.

“She looked excited, as if she could jump up and dance at any moment.”

بند قیدی if she could jump up and dance at any moment، جزء مستقل She looked excited را توصیف می‌کند.

قیدهای تک کلمه‌ای، عبارات قیدی و جمله‌ وارهای قیدی گاهی اوقات زیر مجموعه اصطلاحات قیدی قرار میگیرند، که بطور ساده به معنای هر کلمه یا گروهی از کلمات است که به عنوان قید در یک جمله استفاده می‌شوند. با این حال، از آنجا که این اصطلاح از نظر معنا بسیار گسترده است، به راحتی میتوان هر عنصر قیدی را ” قید ” نامید.

دسته‌ بندی قیدها

گروه مختلفی از قیدها وجود دارد که انواع خاصی از توصیفات را ارائه می‌دهند و رفتار آن‌ها در جمله کمی متفاوت است.

قید زمان (Adverb of  Time)

اینکه چیزی چه زمانی یا برای چه مدت زمانی اتفاق می‌افتد را توصیف می‌کند.

نمونه قید زمان:

Now، tomorrow، yesterday، still، yet، later

مثال:

“We are eating now.”

قید تکرار (Adverb  of  Frequency)

اینکه چیزی چند مرتبه اتفاق می‌افتد را توصیف می‌کند و زیر مجموعه قید زمان است.

نمونه قید تکرار:

always, usually, sometimes, often, rarely, daily, weekly, monthly

مثال:

“I rarely eat breakfast in bed.”

قید مکان (Adverb  of  Place)

جهت، فاصله، حرکت یا موقعیت انجام فعل را توصیف می‌کند.

نمونه قید مکان:

north, everywhere, here, there, forward, downward, up, uphill, behind

مثال:

“I absolutely hate running uphill.”

قید حالت (Adverb  of  Manner)

نحوه وقوع چیزی یا چگونگی انجام کاری توسط شخصی را توصیف می‌کند. معمولاً از صفت ساخته می‌شود.

نمونه قید حالت:

beautifully, wonderfully, slowly, deliberately, happily

مثال:

“He walked slowly toward the bar.”

قید مقدار (Adverb  of  Degree)

شدت، درجه یا میزان فعل، صفت یا ضمیری که اصلاح می‌کنند را توصیف می‌کند.

نمونه قید مقدار:

undoubtedly, truly, very, quite, pretty, somewhat, fairly

مثال:

“I’m fairly certain this is correct.”

قید مقصود (Adverb  of  Purpose)

توصیف می‌کند که چرا اتفاقی رخ داده است. قیدهای تک کلمه‌ای معمولاً قیدهای ربط هستند.

نمونه قید مقصود:

therefore, thus, consequently, hence

مثال:

“We’ve never seen such high numbers. We must therefore conclude that the results are not normal.”

قید تمرکز (Focusing  Adverb)

برای جلب توجه به قسمت خاصی از یک بند (جزء) جمله استفاده می‌شود.

نمونه قید تمرکز:

also, exclusively, just, mostly, notably, primarily

مثال:

“They played mostly techno music at the party.”

قید منفی (Negative  Adverb)

برای توصیف معنی فعل، صفت، قیدهای دیگر یا کل بند به حالت منفی استفاده می‌شود. در بسیاری از دسته‌های فوق استفاده می‌شود.

نمونه قید منفی:

no, not, hardly, barely, never, seldom

مثال:

“He does not work on Mondays.”

قید ربط (Conjunctive  Adverb)

برای اتصال بندهای مستقل و توصیف رابطه بین آن‌ها، استفاده می‌شود.

نمونه قید ربط:

comparatively, therefore, also, however, moreover, similarly

مثال:

“Jen is terrible at math; however, she still likes it.”

قید ارزیابی (Evaluative  Adverb)

توسط سخنران برای تفسیر یا اظهار نظر درباره موضوعی استفاده می‌شود. قیدهای ارزیابی کل بند را توصیف می‌کنند.

نمونه قید ارزیابی:

apparently, astonishingly, clearly, frankly, obviously, presumably

مثال:

Clearly, we’re going to have to work harder.”

قید نقطه نظر (Viewpoint  Adverb)

برای نشان دادن دیدگاه ما، یا مشخص کردن جنبه‌ای از چیزی که درباره آن صحبت می‌کنیم، استفاده می‌شود. (بسیاری از قیدهای نقطه نظر، عبارات قیدی هستند).

نمونه قید نقطه نظر:

personally, in my point of view, according to you, scientifically, biologically

مثال:

Personally, I don’t believe it’s true.”

قید نسبی (Relative  Adverb)

هنگامی که اطلاعات مربوط به مکان، زمان یا دلیل وقوع عملی است، برای معرفی بندهای موصولی استفاده می‌شود.

نمونه قید نسبی:

where, when, why

مثال:

“I don’t know why he got angry.”

اسامی قیدی (Adverbial  Nouns)

اسامی یا عبارات اسمی که از نظر دستوری به عنوان قید عمل می‌کنند تا فعل‌ها و صفات خاص را توصیف کنند، معمولاً زمان، مسافت، وزن، سن یا ارزش پولی را مشخص می‌کنند.

نمونه اسامی قیدی:

tomorrow, an hour, an ounce, five dollars, 25 years

مثال:

“I can barely see a foot in front of me in this fog.”

قیدهای با قاعده و بی قاعده (Regular and irregular adverbs)

قیدهای با قاعده با افزودن  “ly-” یا برخی از تغییرات آن در انتهای صفت تشکیل می‌شوند. گاهی اوقات برای اینکه این مسئله صحیح باشد، املای صفت باید کمی تغییر کند، اما قوانین انجام آن ثابت و کاملاً ساده است.

از طرف دیگر، قیدهای بی قاعده قیدهایی هستند که براساس قراردادهای املای استاندارد زبان انگلیسی تشکیل نمی‌شوند. از آنجا که آن‌ها از قوانین پیروی نمی‌کنند هیچ ترفندی برای استفاده از آن‌ها وجود ندارد، شما فقط باید آن‌ها را به خاطر بسپارید.

قیدهای برتر و عالی (Comparative and Superlative Adverbs)

قیدهای برتر (مقایسه ای) و عالی تقریباً به طور خاص برای مقایسه استفاده می‌شوند.

قیدهای مقایسه‌ای میزان بالاتر (یا پایین‌تر) نحوه عملکرد فعل را معمولاً در مقایسه با شخص یا چیز دیگری بیان می‌کنند. آن‌ها به طور کلی با افزودن پسوند“er-”  تشکیل می‌شوند.

از طرف دیگر قیدهای عالی برای شناسایی بالاترین (یا پایین‌ترین) درجه عملکرد انجام می‌شود. آن‌ها به طور کلی با افزودن پسوند “est-” تشکیل می‌شوند.

قیدها در فرم‌ اصلی خود، معمولا مثبت شناخته می‌شوند.

شیوه ای که در آن یک قید از درجه پایه به درجه مقایسه‌ای و عالی منتقل می‌شود به عنوان درجه مقایسه شناخته می‌شود.

عبارات قیدی (Adverbial Phrases)

عبارت قیدی (به اصطلاح عبارت قید نیز معروف است) گروهی از کلمات هستند که به عنوان قید در یک جمله عمل می‌کند. این‌ها می‌توانند قیدهایی باشند که توسط قیدهای دیگر، عبارات حرف اضافه‌ای قیدی یا عبارات مصدر قیدی تعدیل شده‌اند.

قیدهایی که توسط تضعیف کننده‌ها (mitigator) و تشدید کننده‌ها (intensifier) تعدیل شده‌اند

عبارات قیدی معمولاً هنگامی شکل می‌گیرند که شدت قید توسط قید دیگری تعدیل می‌شود. این قیدهای به عنوان تعدیل کننده شناخته می‌‌شوند که شدت ضمیر اصلی را کاهش می‌دهند و تشدید کننده‌ها که شدت آن را افزایش می‌دهند. مثلاً:

“The kicker is running somewhat slowly back to the bench. He might be injured.” (mitigator(

 “She performed very well on her exam.” (intensifier(

عبارات حرف اضافه‌ای (Prepositional phrases)

عبارات حرف اضافه‌ای اغلب در جمله به صورت قید استفاده می‌شوند. مثلاً:

“We were playing Frisbee at the park.”

“After they woke up, they packed up their things and went on a hike.”

عبارات مصدر (Infinitive phrases)

ما همچنین می‌توانیم عبارات مصدری را به عنوان عبارات قیدی در یک جمله برای توصیف هدف یا دلیل یک عمل استفاده کنیم. برای مثال:

 “Patricia went to the mountains to go for a hike.”

 “I’m so happy to be your friend.”

بندهای قیدی یا جمله واره قیدی (Adverbial Clauses)

بندهای قیدی، گروهی از کلمات است که شامل یک فاعل و یک فعل خبری است و مانند یک قید معمولی برای توصیف صفت، فعل و قید استفاده می‌شود.

بندهاس قیدی برای اتصال بند وابسته به بندهای مستقل از حروف ربط استفاده می‌کنند. نحوه تغییر یک عبارت قیدی به یک عنصر در جمله بستگی به نوع حروف ربط استفاده شده دارد. مثلاً:

 “I will arrive when dinner is ready.” (عبارت قید زمان)

 “Peter brings his sunglasses everywhere he goes.” (عبارت قید مکان)

 “I admire you because you are an inspiration to many people.” (عبارت قید هدف)

 “They’ll approve your request provided you pay the appropriate amount of money.” (عبارت قید شرط)

 “She looked excited, as if she could jump up and dance at any moment.” (عبارت قید مقایسه‌ای یا حالت)

 “Although she doesn’t have much money, Wendy often goes traveling.” (عبارت قید تضاد)

ترتیب قیدها

قیدها می‌توانند تقریباً در هر کجای جمله ظاهر شوند.

اگر بیش از یک قید برای توصیف فعل استفاده کنیم، یک ترتیب کلی وجود دارد که در آن دسته‌های مختلف قید باید ظاهر شود- این به ترتیب قیدها معروف است.

  • قیدهای حالت
  • قیدهای مکان
  • قیدهای تکرار
  • قیدهای زمان
  • قیدهای مقصود

با این حال، هنوز انعطاف پذیری زیادی در مورد نحوه ترتیب قیدها در یک جمله وجود دارد.

منبع: thefreedictionary